قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
68
تاريخ نگارستان ( فارسى )
[ 109 - مردن چهل دانشمندان در شبى بقزوين . ] 109 تمثيل در تاريخ گزيده مذكور است كه مرزبانان ، قبيلهء معروف در قزوين بودهاند و در ايشان علما و اهل حديث بيش از بيش نشوونما يافتهاند چنان كه در تدوين كه مشتمل است بر احوال اهل قزوين مذكور است كه شبى از منارى كه در حوالى منزل ايشان بود آوازى برآمد الرحيل يا اهل المرز در همان شب چهل دانشمند بىمانند از قبيلهء ايشان درگذشتند و همچنين در ولايت يمن از شدت زلزله مزرعهء كه بر كوهى بود جدا شده بموضعى ديگر افتاد چنان كه بهيچوجه قصورى در اراضى و صحارى آن واقع نشد . [ 110 - تكلم غرابى در زمان متوكل . ] 110 ايضا ابن ابى الوضاح گويد در بعضى قلمرو متوكل پرندهاى بزرگترين از غراب بر درختى نشسته فرياد برآورد كه ايها الناس اتقوا الله و چهل نوبت اين كلمه را تكرار كرده بپريد و روز ديگر بازآمده آنكلمه را چهل نوبت به دستور سابق اعاده كرد خبرگزار بزرگى بشهادت پانصد كس اين خبر نزد متوكل فرستاد . [ 111 - تكلم كردن مرغى در ساحل رود نيل . ] 111 تمثيل آوردهاند كه در ساحل درياى نيل مرغيست كه سرش سفيد است و باقى اعضايش سياه و آن جانور از آن موضع بجاى ديگر نرود و پيوسته از ماهى آن بحر خورد و هرگاه كه در طيران آيد بلفظ فصيح گويد الله ولى التوفيق [ 112 - تكلم مرغى در زمان متوكل . ] 112 و منها از ابن جلال منقولست كه در زمان تسلط متوكل در بعضى از مواضع خوزستان و اهواز شخصى وفات يافت چون جنازه او را برگرفتند مرغى آمد و بر آن نشست و به زبان خوزى گفت ايزد تعالى ابن ميت را و هر كه بر جنازهء او حاضر گشته بيامرزاده . [ 113 - زرد شدن آب دجله در زمان متوكل . ] 113 ايضا در ايام متوكل آب دجله زرد شد و تا سه روز زردى بماند و از اين سبب خوفى بر دلها نشست و خلايق در ناله و زارى افتادند بعد از آن روزى چند چون بگذشت رنگش سرخ شد و در ربيع الاول سنهء 239 تسع و ثلاثين و مأتين هم در ايام او در دامغان چهل و پنجهزار كس به علت زلزله هلاك شدند و دو دانك بسطام نيز خراب شد و جرجان و طبرستان و نيشابور و اصفهان و قم و كاشان جمله در يكروز به علت زلزله خراب شد و زبر كوهها از هم شكافته آب ظاهر گشت و در قريهء از قراى مصر كه آن را سويده خوانند سنك باريد كه هريك به وزن ده رطل از آن جمله يكى بر خيمهء اعرابى آمد آتش از آن جسته جمله را بسوخت و از آن سنگها يكى به فسطاط و يكى بتفليس نمونه بردند و در ديار يمن كوهى عظيم كه بر آن چند مزرع بود حركت كرد و بزمينى كه دور از آنموضع بود فرود آمد و در حدود مصر دو مرد از صاعقه سوخته يكى سياه شد و ديگرى زنده بماند .